تبليغاتX
˙·▪•● ღミ★ミღ Weblog Love ღミ★ミღ ●•▪·

˙·▪•● ღミ★ミღ Weblog Love ღミ★ミღ ●•▪·

هنوز رسم دنیا بی وفائیست!!!

هنوزم رسم دنیا بی وفائیست

هنوزم جرم آدم هم صدائیست

کبوتر با کبوتر، باز با باز

هنوزم رسم پرواز آشنائیست

هنوزم عاشق و معشوق، تنها

هنوزم درد عاشق ها جدائیست

چه قانونی ! چه وجدانی ! چه جرمی !

هنوزم دل شکستن بی گناهیست.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1390ساعت 11:9  توسط حجت  | 

عشق

همه هستی من آیه تاریكیست
كه ترا در خود تكرار كنان
به سحرگاه شكفتن ها و رستن های ابدی خواهد برد
من در این آیه ترا آه كشیدم
آه من در این آیه ترا به درخت و آب و آتش پیوند زدم
زندگی شاید یك خیابان درازست كه هر روز زنی با زنبیلی از آن می گذرد
زندگی شاید ریسمانیست كه مردی با آن خود را از شاخه می آویزد
زندگی شاید طفلی است كه از مدرسه بر میگردد
زندگی شاید افروختن سیگاری باشد
در فاصله رخوتناك دو هم آغوشی
یا عبور گیج رهگذری باشد كه كلاه از سر بر میدارد
و به یك رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می گوید
صبح بخیر
زندگی شاید آن لحظه مسدودیست
كه نگاه من در نی نی چشمان تو خود را ویران می سازد
و در این حسی است كه من آن را با ادراك ماه و با دریافت ظلمت
خواهم آمیخت در اتاقی كه به اندازه یك تنهاییست
دل من كه به اندازه یك عشقست به بهانه های ساده خوشبختی خود می نگرد
به زوال زیبای گلها در گلدان به نهالی كه تو در باغچه خانه مان كاشته ای
و به آواز قناری ها كه به اندازه یك پنجره می خوانند
آه ... سهم من اینست
سهم من اینست
سهم من آسمانیست كه آویختن پرده ای آن را از من می گیرد
سهم من پایین رفتن از یك پله متروكست و به چیزی در پوسیدگی و غربت واصل گشتن
سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست
و در اندوه صدایی جان دادن كه به من می گوی
د دستهایت را دوست میدارم دستهایم را در باغچه می كارم سبز خواهم شد
می دانم می دانم می دانم
و پرستو ها در گودی انگشتان جوهریم تخم خواهند گذاشت
گوشواری به دو گوشم می آویزم
از دو گیلاس سرخ همزاد و به ناخن هایم برگ گل كوكب می چسبانم
كوچه ای هست كه در آنجا پسرانی كه به من عاشق بودند
هنوز با همان موهای درهم و گردن های باریك و پاهای لاغر
به تبسم معصوم دختركی می اندیشند كه یك شب او را باد با خود برد
كوچه ای هست كه قلب من آن را از محله های كودكیم دزدیده ست
سفر حجمی در خط زمان و به حجمی خط خشك زمان را آبستن كردن
حجمی از تصویری آگاه كه ز مهمانی یك آینه بر میگردد
و بدینسانست كه كسی می میرد و كسی می ماند
هیچ صیادی در جوی حقیری كه به گودالی می ریزد
مرواریدی صید نخواهد كرد
من پری كوچك غمگینی را می شناسم كه در اقیانوسی مسكن دارد
و دلش را در یك نی لبك چوبین می نوازد
آرام آرام
پری كوچك غمگینی كه شب از یك بوسه می میرد
و سحرگاه از یك بوسه به دنیا خواهد آمد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 10:42  توسط حجت  | 

ای عشق...

اي عشق مدد کن که به سامان برسيم

چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم


يا من برسم به يار و يا يار به من


يا هردو بميريم و به پايان برسيم

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 9:36  توسط حجت  | 

کاش هرگز در محبت شک نبود
    تک سوار مهرباني تک نبود
    کاش بر لوحي که بر جان دل است
    واژه ي تلخ خيانت حک نبود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 9:24  توسط حجت  | 

اگر بهترین دوستم...

اگر بهترين دوستم نيستي....لا اقل بهترين دشمنم باش
اگر غم خوارم نيستي....لا اقل بزرگترين غمم باش....هر چيزي
هستي هميشه يا بهترين باش يا بد ترين....چون بهترين ها
 هميشه به ياد خواهند ماند.....پس در بد ترين خاطراتم...تو بهترين باش                               
اگر غم خوارم نيستي....لا اقل بزرگترين غمم باش....هر چيزي
هستي هميشه يا بهترين باش يا بد ترين....چون بهترين ها
 هميشه به ياد خواهند ماند.....پس در بد ترين خاطراتم...تو بهترين باش
                               

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 10:55  توسط حجت  | 

آمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوخته های زنـــــــــــــــــــــــــــــــــدگی

 

در زندگی سه چیز آموختم

 

از عشق

رسوایی

از دوست

بی وفایی

از شب

تنهایی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 14:41  توسط حجت  | 

تسلیت

شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) بر تمامی مسلمین جهان تسلیت باد .

 

امشب سر مهربان نخلى خم شد

 در كيسه نان بجاى خرما غم شد

در كنج خرابه ها زنى شيون كرد

 همبازى كودكان كوفه كم شد..

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16:56  توسط حجت  | 

یادمان باشد

اگر می دانستی...

چقدر سکوتم بر من سخت می گذرد

اگر می دانستی...

بودنم با نبودنت نبودنم با بودنت چه تصویر مبهم و تاریکیست

اگر....................

اما تو هیچ نمی دانی و من هیچ نمی گویم

این سکوت جاودان خواهد ماند

و من همیشه خواهم گفت اگر

و تو هرگز نخواهی خواند نوشتم اگر...

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 14:46  توسط حجت  | 

دوست داشتن از عشق برتر است. عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال. عشق جوششی یکجانبه است. به معشوق نمی اندیشد که کیست؟ یک(خود جوشی ذاتی) است و از این رو همیشه اشتباه می کند و در انتخاب به سختی گاه میلغزد. اما دوست داشتن در روشنایی ریشه میبندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می کند و از این روست که همواره پس از آشنایی پدید می آید. عشق لذت جستن است و دوست داشتن پناه جستن

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 14:1  توسط حجت  | 

کاش تو قحطی شقایق ٬ ما بشیم سوار قایق

 

بشینیم ٬ بریم تو دریا ٬  من و تو ٬تنهای تنها

ماهیا خیلی امینن ٬ نمیگن اگه ببینن

......................

پس ببین ! یادت بمونه ٬کسی ام اینو ندونه ... زنده بودیم اگه فردا 

وعده ما لب دريا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 17:44  توسط حجت  |